الشيخ محمد جواد الخراساني

308

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

مأمور هستيم كه با مردم به اندازهء عقل و فهم ايشان تكلّم كنيم » . « 1 » اجل هم به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آن‌قدر مهلت نداد كه در دامن تربيت علمى او تربيت شوند و سطح فهم آن‌ها اندكى بالا رود ، به‌علاوه كه در همان مدت كم هم دچار جنگ‌ها و فتنه‌ها بود كه مجال تربيت علمى به مؤمنين نمىداد ، لهذا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم به اصل قرآن و اصول فرايض و سنن اقتصار كرد و هم خود را مصروف همين داشت ، از اين جهت ناچار بود كه بعد از خود وصىّ تعيين كند و اوصيايى مقرر نمايد كه تكميل آن‌ها را بر عهدهء ايشان گذارد ، تا آن‌چه او نگفته است وصىّ بگويد و آن‌چه او مجمل گذارده وصىّ شرح دهد و آن‌چه او كلى گفته ، وصىّ شرايط و مستثنيات او را بيان كند و آن‌چه از معارف كه درخور فهم و هضم مردم نبود وصىّ به تدريج بيان كند و شرح دهد ، و آن‌چه از تأويل آيات و تنزيل آن‌ها باقى ماند وصىّ ابلاغ كند و توضيح دهد ، و شايد آياتى هم باشد كه گوشزد مردم نشده باشد آن‌ها را نيز به عهدهء وصىّ گذارده . و لذا امير المؤمنين عليه السّلام را امر فرمود : به جمع‌آورى قرآن بدون ديگران ، چه آن‌كه آن حضرت از همه داناتر و آگاه‌تر بود به آيات قرآن و معانى آن و تأويل و تنزيل آن ، چنان‌كه خود آن حضرت در محاجّه‌اش با قريش فرمود : هيچ آيه‌اى نيست مگر اين‌كه من مىدانم كه در شب نازل شده يا در روز ، در حضر بوده يا در سفر ، در كوه بوده يا در بيابان ، و هرگاه من در سفر بودم و آيه‌اى نازل مىشد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم به من مىگفت و همهء تأويل و تنزيل را به من تعليم مىكرده . پس چه بعدى دارد كه هم‌چنان‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم على را به تأويل و تنزيل و معانى قرآن اختصاص داده به بعضى آيات نيز اختصاص داده باشد . به‌هرحال اين امور مذكوره به عهده وصىّ قرار داده شده . اگر فهم و انصاف باشد از خود وصايت نيز مىتوان اين معنى را اجمالا استظهار كرد ، زيراكه به اتفاق شيعه و سنّى امير المؤمنين عليه السّلام وصىّ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بود و به او وصىّ مىگفتند : و ابى بكر و عمر و عثمان را خليفه مىگفتند و همه متّفقند كه آن حضرت

--> ( 1 ) - اصول كافى 1 / 38 ح 15 .